درکامپیوترهای معمولی قوانین فیزیک کلاسیک حاکم است،بیت های اطلاعات، خیلی ساده تعریف می شوند؛ سوئیچ های الکتریکی می توانند روشن یا خاموش باشند، اشیا می توانند اینجا باشند، می توانند هم نباشند! ولی کامپیوترهای کوانتومی با طبیعت دودویی های فیزیک کلاسیک محدود نمی شود ،کامپیوتر کوانتومی دستگاهی است که یک پدیده ی فیزیکی را بر اساس قوانین فیزیک کوانتومی به صورت منحصر به فردی در می آورد تا به صورت اساسی یک حالت جدیداز پردازش اطلاعات را تشخیص دهد.
در واقع روش بهتر و قدرتمندتر برای پردازش اطلاعات پیش رویمان ،براساس فیزیک کوانتومی می باشد.دراین مطلب به بیان تاریخچه وتفاوت های کامپیوترهای کوانتومی وکلاسیک می پردازیم و نحوه برقراری ارتباط رادرکامپیوترهای کوانتومی شرح می دهیم.
کامپیوتر تنها بخشی از دنیایی است که ما آنرا دنیای دیجیتالی می نامیم. پردازش ماشینی اطلاعات، در هر شکلی، بر مبنای دیجیتال و محاسبات کلاسیک انجام می شود. اما روش بهتر برای پردازش اطلاعات بر اساس مکانیک کوانتومی می باشد. این روش جدید با ویژگی هایی همراه است که آنرا از محاسبات کلاسیک بسیار متمایز می سازد. گرچه محاسبات دانشی است که اساس تولد آن در ریاضیات بود، اما کامپیوترها سیستم هایی فیزیکی هستند و فیزیک در آینده این دانش نقش تعیین کننده ای خواهد داشت.
البته وجود تفاوت بین این دو به معنای حذف یکی و جایگزینی دیگری نیست. به قول «نیلز بور» گاهی ممکن است خلاف یک حقیقت انکار ناپذیر منجر به حقیقت انکار ناپذیر دیگری شود. بنابراین محاسبات کوانتومی را به عنوان یک زمینه و روش جدید و بسیار کارآمد مطرح می کنیم. وجود چند پدیده مهم که مختص فیزیک کوانتومی است، آن را از دنیای کلاسیک جدا می سازد.
این پدیده ها عبارتند از: بر هم نهی(superposition) ، تداخلinterference) ، درهم تنیدگی(Entanglement) ، نا جایگزیدگی (non locality) و تکثیر ناپذیری (non clonability) .
برای بررسی اثرات این پدیده ها در این روش جدید، لازم است که ابتدا واحد اطلاعات کوانتومی را معرفی کنیم.
هر سیستم محاسباتی دارای یک پایه اطلاعاتی است که نماینده کوچکترین میزان اطلاعات قابل نمایش، چه پردازش شده و چه خام است. در محاسبات کلاسیک این واحد ساختاری را بیت می نامیم که گزیده ی واژه ی«عدد دودویی» است زیرا می تواند تنها یکی از دو رقم مجاز صفر و یک را در خود نگه دارد. به عبارت دیگر هر یک از ارقام یاد شده در محاسبات کلاسیک، کوچک ترین میزان اطلاعات قابل نمایش محسوب میشوند. پس سیستم هایی هم که برای این مدل وجود دارند باید بتوانند به نوعی این مفهوم را عرضه کنند. در محاسبات کوانتومی هم چنین پایه ای معرفی میشود که آنرا کیوبیت (qubit) یا بیت کوانتومی می نامیم.
یک بیت کوانتومی (که به آن “کیوبیت”اطلاق می گردد )ممکن است درحالت های کلاسیک صفر یا یک وجودداشته باشد،یا ترکیبی از این دو(یعنی درآن واحد،مقادیر صفرویک را به طورهمزمان داشته باشیم “حالت برهم نهی “) یا حتی معرف عددی باشند که حالت آنها را جایی بین صفر و یک تعیین می کند. با توجه به مکانیک کوانتومی، نمی توان دقیقاً وجود یا عدم وجود یک ذره ریز را مشخص کرد. می توان به وسیله آمار و احتمال، امکان وجود این ذره های ریز را در مکان و زمان مشخصی تعیین کرد، اما هیچ راهی برای دانستن قطعی این که آیا این ذره آنجا هست یا نه، تا وقتی که آن را مستقیماً ندیده ایم وجود ندارد. البته آنچه که در کامپیوترهای کوانتومی با ارزش است همین احتمالات است.
● تاریخچه کامپیوتر کوانتومی
نظریه کامپیوترکوانتومی ازسال 1982مطرح بوده است از زمانی که فیزیک دان مشهور و برنده جایزه نوبل «ریچارد فاینمن » برای نخستین بار ، پیشنهاد کرد که باید محاسبات از دنیای دیجیتال وارد دنیای جدیدی به نام کوانتوم شود،همچنین بیان کرد کامپیوتر کوانتومی چگونه ممکن است کار کند. این پیشنهاد تا اوایل سال1990مورد توجه جدی قرار نگرفت وبه صورت آکادمیک باقی ماند،البته در سال 1985،دویتش متوجه شد که اظهارات فاینمن ، می تواند تدریجاً به ساخت کامپیوتر کوانتومی منجر شودو مقاله ای را منتشر کرد مبنی بر اینکه اصولاً هر فرآیند فیزیکی را می توان به خوبی با کامپیوترهای کوانتومی مدل سازی کرد.
بالاخره در 1994 « پیتر شور» نخستین گام را برای محقق کردن این آرزو برداشت. وقتی که بعضی از مشکلات کلیدی کامپیوتر های معمولی نشان داده شد ، کامپیوترهای کوانتومی در اصل می توانستند خارج از رونوشت های کلاسیکی خود محاسبات را انجام و اجرا نمایند یعنی کارایی بسیار بالاتری را نسبت به کامپیوترهای معمولی از خود نشان می داد ند. وی مقاله ای را منتشر نمود که حاوی روشی برای استفاده از کامپیوترهای کوانتومی در حل مشکل پیچیده ای در نظریه اعداد،به نام فاکتورگیری بود.
او نشان داد که چگونه یک مجموعه از عملیات ریاضی که منحصراً برای کامپیوترهای کوانتومی طراحی شده اند ، می توانند چنین دستگاهی را به انجام فاکتورگیری از اعداد بیشماری با سرعت بالاتر از کامپیوتر های کلاسیک ، قادر سازد با این اختراع ، محاسبات کوانتومی از یک کنجکاوی به یک توجه جهانی تبدیل شد.
از آن موقع به بعد، گروههای تحقیقاتی در سرتاسر دنیا مسابقه ای را برای پیش قدم شدن در ساخت یک سیستم عملی آغاز نمودند. به این ترتیب ارتباط نوینی بین نظریه ی اطلاعات و فیزیک کوانتومی شروع به شکل گیری کرد که امروزه انرا محاسبات کوانتومی یا محاسبات نانو متری (Nano Computing ) می نامیم .محاسبات کوانتومی مشکلات گذشته را برطرف می سازدو افق جدیدی را ایجا دمی کند.
قدرت خارق العاده کامپیوتر کوانتومی در نتیجه وقوع پدیده ای موسوم به توازی کوانتومی، مکانیزمی که انجام و اجرای محاسبات حجیم ، زیاد و مکرر را به طور همزمان مقدور می سازد. این یک مقابله سخت و نیرومند و فرق نمایان و بزرگ با کامپیوترهای کلاسیک است که قادرند تنها هر عملیات را فقط به صورت یک عمل در هر با ر و البته خیلی سریع انجام دهند.
● چه تفاوتی میان یک کامپیوتر کوانتومی ویک کامپیوترکلاسیک وجود دارد؟
بین کامپیوتر های کوانتومی و کامپیوتر های کلاسیک تفاوت های اساسی وجود دارد:
1) در کامپیوتر های کوانتومی به جای استفاده از ترانزیستورها و مدارهای رایانه ای معمولی از اتم ها و سایر ذرات ریزمانند نانو ذرات نیمه رسانا((نقاط کوانتومی Quantum dots)) برای پردازش اطلاعات استفاده می کنند.یک اتم می تواند به عنوان یک بیت حافظه در رایانه عمل کند و جا به جایی اطلاعات از یک محل به محل دیگر نیز توسط نور امکان می پذیرد. ذخیره اطلاعات در کامپیوترهانیز به صورت سری هایی از بیت های با حالت های روشن و خاموش صورت می گیرد.
2) در مقایسه این 2نوع کامپیوتر می توان گفت،مسائلی که زمانی تصور می شد درکامپیوترهای کلاسیک غیر قابل حل است،درکامپیوتر های کوانتومی حل خواهد شدو شبیه سازی های صورت گرفته به واقعیت نزدیک تر می شود.حتی ابر کامپیوترها هم در برابر آنها رقیبی محسوب نخواهند شد. به عنوان مثال ،به روز رسانی نرم افزار ،Email،بانک های آنلاین و تمام قلمرو رمز نگاری عمومی و امضاهای دیجیتال،فقط از دوروش رمز نگاری برای ایمن نگاه داشتن خود استفاده می کنند.
RSAوECC (رمزنگاری منحنی بیضی) دوروشی هستند که کشف رمز این روشها،برای کامپیوترهای کلاسیک تا حد زیادی ناشدنی است.ولی یک کامپیوتر کوانتومی به اندازه کافی برای شکستن هردوی این کدها،قدرتمند است.
(ECCبرای امضاهای دیجیتال استفاده می شود،که اطمینان میدهد یک پیغام واقعا توسط فرستنده مدعی،فرستاده شده است.RSAبرای بیشتر سیستمهای رمزنگاری کلید عمومی استفاده میشود،که در آن یک پیغام ،با یک کلید عمومی مجاز کدگذاری می شود و باید با قوانین ریاضی مبتنی بر کلید سرّی رمزگشایی شود. )
3) کامپیوترهای کوانتومی از یک خاصیت دیگر هم سود می برند که آنها را از کامپیوترهای کلاسیک مستثنی می کند و آن انتقال از راه دور است.انتقال از راه دور موجب می شود، اطلاعات یک ذره به ذره دیگری منتقل شود.درنتیجه کامپیوترهای کوانتومی برای انتقال بیت در درون و بیرون ساختار خود ،نیازمند سیم نیستند.
4) تفاوت دیگر کامپیوترهای کوانتومی با کامپیوترهای کلاسیک این است که،اندازه ترانزیستورها هر سال کوچکتر میشود.وقتی اندازه ترانزیستورها به ابعاد اتمی نزدیک می شود،دیگر قوانین حاکم بر فیزیک کلاسیک بر رفتار اتم ها حاکم نیست.
به طور مثال کسی نمیداند یک الکترون در زمان مشخصی ،دقیقاً در کجا قرار دارد یا کسی نمیتواند به درستی تشخیص دهد که الکترون در یک سیم به کجا میرود. یعنی وقتی به ابعاد اتمی نزدیک می شویم،فیزیک کوانتومی رفتار اتم ها را توضیح میدهد و دیگر قوانین فیزیک کلاسیک کاربرد ندارد.در واقع این نوع کامپیوترها با استفاده از فناوری های میکروسکوپی ذره ها کار می کنند.
5) همان طورکه می دانیم دریک کامپیوتر کوانتومی نسبت به کامپیوترهای کلاسیک ،اصول حاکم تغییر نموده اند.نه تنها،یک بیت کوانتومی، موسوم به کیوبیت می توانددرحالت های صفرویک کلاسیک وجودداشته باشد بلکه همچنین می تواننددرحالت برهم نهی قرارداشته باشد.هرگاه هر کیوبیت دریک کامپیوترکوانتومی درحالت برهم نهی واقع شده باشد ،آنگاه کامپیوتررامی توان درهرحالت ممکنی مجسم کرد که آن کیوبیت هامی توانندازخودنشان دهند.
درواقع کامپیوتر های کوانتومی می تواند در یک زمان چندین حالت داشته باشد و این امکان راایجادمی کند که میلیون ها بار سریع تر و قدرتمند تر از ابرکامپیوتر های فعلی کار کند. چند حالت پذیری کیوبیت ها همان دلیلی است که باعث می شود کامپیوتر های کوانتومی ذاتاً از پردازش موازی بهره ببرند. پردازش موازی امکان کار کردن بر روی میلیون ها محاسبه در یک لحظه را به این کامپیوتر ها می دهد در حالی که کامپیوتر شخصی شما فقط یک محاسبه در لحظه انجام می دهد.
● نحوه برقراری ارتباط درکامپیوترهای کوانتومی
با توجه به ماهیت ساختار کامپیوترهای کوانتومی،روش برقراری ارتباط آنها کاملاً متفاوت با کامپیوترهای امروزی است. بدین صورت که پالس های رادیویی نقش صفحه کلید را دارند،که به وسیله آن اطلاعات وارد کامپیوتر می شود و دستگاه تشدید مغناطیسی که شبیه به دستگاه MRI بیمارستان است،نقش صفحه نمایش را ایفا می کند و با ارائه تصویر مغناطیسی از توده مولکولها ، کامپیوتر توده محاسبات را به ما میدهد.
از سوی دیگر باید تلاش کرد ترانزیستورهایی از جنس مورد نظر ساخت،زیرا ترانزیستورها،عامل تقویت ولتاژ در مدارهای الکترونیکی هستند و قدرت تقویت کنندگی آنها موجب افزایش سرعت کامپیوتر ها است.
این ترانزیستورها تاثیر مهمی در تولید کامپیوترهای آینده دارند و در صورتی که در ابتدا یا انتهای ساختار آنها،ترکیبی با دیگر نیمه هادی ها به خصوص طلا ایجاد شود یا حتی روی پوسته آنها نیمه هادی مهمی چون «روی» قرار داده شود،گام مهمی برای تولید قدرتمندترین ترانزیستورها برداشته ایم.
در واقع زمانی که این نیمه هادی های ترکیب شده،به یک باطری متصل می شوند و الکتریسیته دریافت می کنند،همچون یک ترانزیستور عمل کرده و موجب تقویت ولتاژ در مدار و همچنین موجب افزایش سرعت کامپیوتر می شوند.از آنجایی که جریان ورودی به این نیمه هادی ها قابل کنترل است،جریان خروجی از آنها هم قابل کنترل است. این ترکیب ها این قابلیت را دارند که در ساخت نقاط کوانتومی مورد استفاده در کامپیوترهای نسل آینده استفاده شوند.
این نقاط کوانتومی در واقع کریستال هایی از نوع نیمه هادی هستند،که قابلیت ذخیره کردن الکترون ها در آنها فوق العاده بالاست.این نقاط کوانتومی بهترین مکان برای ذخیره سازی اطلاعات در کامپیوترهای پیشرفته هستند. از سوی دیگر در صورتی که بتوان نقاط کوانتومی را با یکدیگر پیوند داد، می توان آنها را به اندازه تنها چند سانتی متر مربع در ساختار سخت افزاری کامپیوترها جای داد.به این ترتیب هر سانتی متر مربع از درایورهای ما می توانند صدها گیگا بایت از اطلاعات را در خود ذخیره کنند.
تا چند سال دیگر، کامپیوترهای کوانتومی از داخل آزمایشگاه های تحقیقاتی دانشمندان علوم رایانه، فیزیک و ریاضی دانان بیرون خواهند آمد و به صورت کاربردی و عملی مورد استفاده قرار خواهند گرفت. آن دسته از مسائل که با محاسبات پیچیده ی خود، کامپیوترهای جبری امروز را به ستوه می آورند، توسط کامپیوترهای کوانتومی به آسانی حل خواهد شد.
● محاسبات کوانتومی
هدف محاسبات کوانتومی یافتن روش هایی برای طراحی مجدد ادوات شناخته شده ی محاسبات ( مانند گیت ها و ترانزیستورها) به گونه ای است که بتوانند تحت اثرات کوانتومی ، که در محدوده ی ابعاد نانومتری و کوچکتر بروز می کنند کار کنند. ورود به دنیای محاسبات کوانتومی نیازمند دو پیش زمینه مهم است،نخست باید اصول اساسی و برخی تعابیر مهم مکانیک کوانتومی را به طور دقیق بررسی کرد سپس مفهوم اطلاعات در فیزیک نیز، چه به صورت کلاسیک و چه در معنای جدیدکوانتومی آن باید درک شود .
بنابراین محاسبات کوانتومی را به عنوان یک زمینه و روش جدید و بسیار کارآمد مطرح می کنند. هر سیستم محاسباتی دارای یک پایه اطلاعاتی است که نماینده ی کوچکترین میزان اطلاعات قابل نمایش ، چه پردازش شده و چه خام است.همان طورکه درقسمت قبل نیزگفتیم در محاسبات کلاسیک ، این واحد ساختاری را بیت می نامیم که گزیده واژه « عدد دو دویی » است زیرا می تواند تنها یکی از دو رقم مجاز صفر و یک را در خود نگه دارد به عبارت دیگر هر یک از ارقام یاد شده در محاسبات کلاسیک، کوچکترین میزان اطلاعات قابل نمایش محسوب می شوند.
پس سیستم هایی هم که برای این مدل وجود دارند باید بتوانند به نوعی این مفهوم را عرضه کنند.ودر محاسبات کوانتومی هم چنین پایه ای معرفی می شود ،که آنرا ( QUBIT ) یا بیت کوانتومی می نامیم.اما این تعریف کیوبیت نیست و باید آنرا همراه با مفهوم و نمونه های واقعی و فیزیکی درک کرد. در ضمن فراموش نمی کنیم که کیوبیت ها سیستم هایی فیزیکی هستند، نه مفاهیمی انتزاعی و اگر از ریاضیات هم برای توصیف آنها کمک می گیریم تنها بدلیل ماهیت کوانتومی آنها است.
در فیزیک کلاسیک برای نگه داری یک بیت از حالت یک سیستم فیزیکی استفاده می شود. در سیستم های کلاسیکی اولیه ( کامپیوترهای مکانیکی ) از موقعیت مکانی دندانه های چند چرخ دنده برای نمایش اطلاعات استفاده می شد. از زمانیکه حساب دودویی برای محاسبات پیشنهاد شد، سیستم های دو حالتی انتخابهای ممکن برای محاسبات عملی شدند. به این معنی که تنها کافی بود تا سیستمی دو حالت یا دو پیکربندی مشخص، متمایز و بدون تغییر داشته باشد تا بتوان از آن برای این منظور استفاده کرد. به همین جهت، از بین تمام کاندیداها، سیستم های الکتریکی و الکترونیکی برای این کار انتخاب شدند. به این شکل، هر بیت، یک مدار الکتریکی است که یا در آن جریان وجود دارد یا ندارد.
هر بیت کوانتومی یا کیوبیت عبارتست از یک سیستم دو دویی که می تواند دو حالت مجزا داشته باشد. به عبارت فنی تر ، کیو بیت یک سیستم دو بعدی کوانتومی با دو پایه به شکل < 0| و <1| است . البته نمایش پایه ها یکتا نیست، به این دلیل که بر خلاف محاسبات کلاسیک در محاسبات کوانتومی از چند سیستم کوانتومی به جای یک سیستم ارجح استفاده می کنیم.
انتخاب ایده ال برای نمایش کیوبیت استفاده از مفهوم اسپین است که معمولا اتم هیدروژن برای آن به کار می رود،چون دریک اتم هیدروژن هم پروتون وهم الکترون ،دارای اسپین می باشد. در اندازه گیری اسپین یک الکترون ، احتمال بدست آمدن دو نتیجه وجود دارد: یا اسپین رو به بالاست که آنرا با نشان می دهند و معادل <0| است و یا رو پایین است که آن را با نشان می دهیم و معادل با <1| است .بالا یا پایین بودن جهت اسپین در یک اندازه گیری از آنجا ناشی می شود که اگر اسپین اندازه گیری شده در جهت محوری باشد که اندازه گیری را در جهت آن انجام داده ایم، آنرا بالا و اگر در خلاف جهت این محور باشد آنرا پائین می نامیم.
شاید بتوان گفت مهم ترین تفاوت بیت و کیوبیت در این دانست که بیت کلاسیک فقط می تواند در یکی از دو حالت ممکن خود قرار داشته باشد در حالیکه بیت کوانتومی می تواند به طور بالقوه در بیش از دو حالت وجود داشته باشد. تفاوت دیگر در اینجاست که هرگاه بخواهیم می توانیم مقدار یک بیت را تعیین کنیم اما اینکار را در مورد یک کیوبیت نمی توان انجام داد.
به زبان کوانتومی یک کیوبیت را با عبارت نشان می دهیم . حاصل اندازه گیری روی یک کیوبیت حالت |0 > را با احتمال و حالت |1 > را با احتمال بدست می اورند.
البته اندازه گیر ی یک کیوبیت حتما یکی از دو نتیجه ممکن را بدست می دهد. از سوی دیگر اندازه گیری روی سیستم های کوانتومی حالت اصلی آنها را تغییر می دهد. کیوبیت در حالت کلی در یک حالت برهم نهاده از دو پایه ممکن قرار دارد.
اما در اثر اندازه گیری حتما به یکی از پایه ها برگشت می کند.به این ترتیب هر کیوبیت ، بیش از اندازه گیری شدن می تواند اطلاعات ز یادی را در خود داشته باشد.بر اساس اصل برهم نهیsuperposition))، هر سیستم کوانتومی که بیش از یک حالت قابل دسترس دارد، می تواند به طور همزمان در یک ترکیب خاص از آن حالت ها هم قرار داشته باشد. در اصطلاح می گوئیم که سیستم کوانتومی علاوه بر حالت های ناب یک یا چند حالت آمیخته یا بر هم نهیده (blend or superposed) نیز دارد.
پس اگر یک ساختار حافظه ای n کیوبیتی داشته باشیم، طبق این اصل، این تعداد می توانند در 2n پیکربندی متمایز وجود داشته باشند. به این ترتیب یک کامپیوتر کوانتومی این امکان را می یابد که مانند یک کامپیوتر موازی کلاسیک بسیار پر قدرت عمل کند که در یک لحظه روی چندین مسیر اطلاعاتی پردازش می کند. البته مشاهده و متمایز کردن تک تک این محاسبه گرهای کوانتومی غیر ممکن است. چون کامپیوتر کوانتومی با تعداد بسیار زیادی مسیر محاسباتی کار می کند، می توان کاری کرد که این محاسبات با هم تداخل یا بر هم تاثیر هم داشته باشند. به عبارتی، محاسباتی که به طور موازی با هم انجام می شوند طبق اصل تداخل می توانند اثر هم را تقویت یا تضعیف کنند.
در نتیجه محاسبه ای شبکه ای بوجود می آید که نوعی خاصیت جمعی از تمام محاسبات را نشان می دهد. خاصیت بسیار شگفت انگیز در مکانیک کوانتومی خاصیت در هم تافتگی است. اگر دو یا چند کیوبیت را در بر هم کنش با هم قرار دهیم، می توانند برای مدتی در یک حالت کوانتومی مشترک قرار بگیرندبه طوریکه نتوان آن حالت را به شکل حاصلضربی از حالت های جدا ازهم اولیه نشان داد.حالت این واحدهای اطلاعاتی راگنگ یا نادقیق (fuzzy)می نامیم.
یک نتیجه مهمentanglement(درهم تافتگی)این است که یک جفت کیوبیت درهم پیچیده روی یکدیگر تاثیرهمزمانی را می گذارند که به فاصله آن ها ازیکدیگر وماده ای که این فاصله را پرمی کند بستگی ندارد.
یک جفت در هم تافته با هم مخلوط نمی شوند بلکه تنها به طور کوانتومی با هم بر هم کنش می کنند. علاوه بر اسپین از وضع قطبش یک پرتو فوتونی و نیز سطوح انرژی مجزای یک اتم دلخواه نیز می توان به عنوان سیستم کیوبیتی استفاده کرد.درزیر به طورکامل کیوبیت ها را شرح می دهیم.
● کیوبیت ها
بیت های کوانتومی یا کیوبیت ها معادل کوانتومی ترانزیستورهایی اند که کامپیوترهای امروزی را تشکیل داده اند. وجه مشترک تمام کیوبیت ها آن است که می توانند از وضعیتی به وضعیت دیگر سوئیچ شوند. به طوری که از این وضعیت ها بتوان برای نشان دادن دوتایی (صفرویک )اطلاعات استفاده نمود. کیوبیت ها دارای یکی از چهار نوع ذرة کوانتومی فوتون، الکترون، اتم و یون می باشند. فوتون ها با یکدیگر برهم کنش خوبی ندارند، اما می توانند به آسانی از نقطه ای به نقطه دیگر جابه جا شوند و این خاصیت آنها را به گزینه ای مناسب جهت انتقال اطلاعات کوانتومی تبدیل می کند و به عکس الکترون ها، اتم ها و یون ها به آسانی با هم برهم کنش دارند، اما جابه جایی خوبی ندارند و به همین دلیل برای پردازش و ذخیرة اطلاعات کوانتومی بسیار مناسب می باشند.
● فوتون ها
میدان الکتریکیِ فوتون های غیر قطبی، در صفحه ای عمود بر جهت حرکت فوتون به ارتعاش درمی آید. اما میدان های الکتریکی فوتون های قطبی، تنها در یکی از چهار جهت داخل صفحه (عمودی، افقی و در جهت دیاگونال) مرتعش می شود و این دو جفت قطبش به ترتیب نشان دهنده وضعیت های صفر و یک هستند.فوتون ها را می توان با آینه و فیلترهای قطبی کننده کنترل نمود. این فیلترها تمام فوتون ها به غیر از فوتون های با یک جهت قطبش معین را در خود نگه می دارند. همچنین می توان از چرخه موج یا فاز فوتون ها و نیز زمان رسیدن آنها، به جای کیوبیت استفاده نمود.
● الکترون ها
الکترون ها دارای دو جهت اسپین بالا و پایین، همانند دوقطب یک آهنربا، می باشند و می توان با استفاده از میدان های الکتریکی مغناطیسی یا نوری، آنها را در یکی از این دو وضعیت قرار داد. همچنین می توان از موقعیت الکترون در یک نقطه کوانتومی برای نمایش یک عدد دوتایی (صفر یا یک) استفاده نمود.
● اتم ها و یون ها
اتم ها و یون ها از الکترون ها پیچیده تر می باشد و به روش های متعددی می توان از آنها برای نمایش اطلاعات استفاده کرد. یون ها؛ در واقع؛ اتم های بارداری هستند که بار آنها ناشی از دریافت کردن و یا از دست دادن الکترون می باشد.اتم ها نیز همانند الکترون ها دارای جهت اسپینی هستند که می توان از آن برای نمایش یک رقم دوتایی در یک کیوبیت استفاده نمود. همچنین از موقعیت الکترون لایه خارجی اتم در سطح انرژی پایین تر یا بالاتر هم می توان برای نمایش صفر و یک ها استفاده نمود. همچنین اتم هایی که به دام انداخته شده و ثابت می شوند دارای ارتعاشات کوانتومی گسسته ای خواهند بود که از آن نیز می توان در کیوبیت ها استفاده نمود.
نوع چهارم کیوبیت های اتمی، مبتنی بر سطوح فوق ظریف یا ارتعاشات بسیار ریز سطوح اربیتال های الکترونی است که حاصل برهم کنش های مغناطیسی بین هسته و الکترون است.
کیوبیت ها از ذرات کنترل شده ای تشکیل شده اند و در واقع ابزارهای به دام اندازی دارند.
این کیوبیت ها چهار نوع می باشند
دام های یونی، نقاط کوانتومی، ناخالصی های نیمه رسانا و مدارهای ابررسانا.
● دام های یونی
دام های یونی برای نگهداشتن هر کدام از یون ها از میدان های مغناطیسی و یا نوری استفاده می کنند. محققان تاکنون توانسته اند شش یون را دریک تک دام یونی نگه دارند. فناوری دام یونی به خوبی جا افتاده و احتمال دارد که بتوان با استفاده از آن در سطح انبوه به تولید کیوبیت ها پرداخت. به دلیل باردار بودن یون ها، آنها در برابر نویز زیست محیطی آسیب پذیری بیشتری نسبت به اتم های خنثا دارند.
● نقاط کوانتومی
نقاط کوانتومی در واقع بیت هایی از مواد نیمه رسانا شامل یک یا چند الکترون است. این نقاط کوانتومی را می توان با الکترون های منفرد بارگذاری نمود و به آسانی آنها را در ابزارها و تجهیزات الکترونیکی جای داد در عین حال نمونه های اولیه نقاط کوانتومی تنها در دماهای فوق العاده پایین کار می کنند.
● ناخالصی های نیمه رسانا
اتم های قرار داده شده در مواد نیمه رسانا معمولاً ناخالصی یا نقص تراشه های رایانه ای به حساب می آیند. ساخت تراشه خالص بسیار دشوار است و علی رغم تمام تلاش های انجام شده، در هر چند میلیارد اتم نیمه رسانا یک اتم ناخواسته وجود خواهد داشت.کیوبیت های از جنس ناخالصی نیمه رسانا، از الکترون موجود در اتم های فسفر یا دیگر اتم هایی که به طور مصنوعی در ماده نیمه رسانا قرار داده شده اند استفاده می کنند و حالت این الکترون ها را می توان با استفاده از لیزر یا میدان الکتریکی کنترل نمود.
● مدارهای ابررسانا
مدارهای ابررسانا، مدارهایی الکتریکی هستند که از مواد ابررسانا تشکیل شده اند در این مواد امکان حرکت الکترون ها تقریباً بدون هیچ گونه مقاومتی در دمای پایین فراهم می شود. این مدارها به چندین روش می توانند کیوبیت ها را تشکل دهند. از جمله این روش ها حرکت جریان الکتریکی است که می توان آن را در یک لحظه در دوجهت و در یک وضعیت کوانتومی ابرمکانی حرکت داد.
الکترون ها از طریق ابررسانا با جریان جفت می شوند و میلیاردها از این جفت ها، ماده ای را تشکیل می دهند که وقتی ابررسانا یک شکاف بسیار ریز داشته باشد، به صورت یک ذره زیراتمی بزرگ عمل می کند.
وقتی یکی از مدارها، از طریق اتصال Josephson، به منبعی از جفت الکترون ها متصل شود، تعداد این جفت الکترون ها تغییر می کند و این تغییر قابل اندازه گیری است. مدارهای ابررسانا را می توان با استفاده از همان روش های تولید نیمه رسانا ساخت.
مزیت اساسی این روش آن است که از میلیون ها و یا میلیاردها الکترون استفاده می شود و دیگر نیازی به کنترل تک تک ذرات نیست. البته عیب این کار آن است که انجام آن فقط در دماهای بسیار پایین امکان پذیر است.
● دام های نوری
اتم های خنثای به دام افتاده در دام های نوری، نوع دیگری از کیوبیت ها می باشند که به علت قدرت کافی امواج نور در سطح اتمی برای به دام انداختن و کنترل ذرات، از آنها استفاده می شود. کار این دام ها بسیار شبیه آسیاب بادی است. اتم ها آسیب پذیری کمتری در برابر نویز دارند، اما واداشتن آنها به هم کنش سخت تر است.
● واهمدوسی(Decoherence)،دشمن محاسبات کوانتومی
دوکیوبیت کوانتومی منفردممکن است طوری باهم همبستگی (correlate)پیداکنند که هرگاه یک کیوبیت درحالت برهم نهی واقع شده باشد،بتواند حالت کیوبیت دیگرراتحت تاثیرخود قراردهد،به طوری که کیوبیت دوم هم به حالت برهم نهی وجودداشته باشد.این نوع همبستگی به درهم تنیدگی( entanglement)،گره خوردگی یاایجادمانع موسوم است وتنها برهم نهی کامل (entire superposition)اطلاعات راحمل می کند.وقتی که دوموج کوانتومی برهم منطبق شده باشند،همانند یک موج رفتار می کنندوگفته می شود که آن ها همدوس می باشند،فرایندی که بوسیله آن دوموج همدوس دوباره به حالت های اولیه خود برمی گردند،وهویت های انفرادی (individual identitie) اولیه خودرادوباره به دست می آورند،واهمدوسی نامیده می شود.
برای یک الکترون درانطباقی ازدوحالت انرژی مختلف (یا تقریبا دوموقعیت متفاوت درون یک اتم)واهمدوسی می تواند مدت زمان بسیاری طول بکشد،ممکن است گاهی اوقات روزها به طول انجامد.یکی از موانع اصلی درک وتحلیل محاسبه کوانتومی ،مسئله واهمدوسی می باشد.حالت برهم نهی یک کیوبیت بسیار زودگذر وناپایدار می باشد،تقریبا هر چیزی نظیریک الکترون یافوتون سرگردان می تواندسبب فروریختن ومتلاشی شدن کیوبیت همدوس وقرارگرفتن آن دریکی ازدوحالت کلاسیکی گردد.
بنابراین تعدادمحاسباتی که یک کامپیوتر می تواند انجام دهد به زمانی که کیوبیت ها می توانند همدوس باقی بمانند،مربوط می شود.این مسئله بااین واقعیت درهم آمیخته است که حتی اندازه گیری یک کیوبیت می توانند سبب فروپاشی آن گردد.بنابراین ما نمی توانیم حتی یک کیوبیت را کنترل نماییم وببینیم که چه اتفاقی می افتد،زیرا این فرایند آزمایش خود،حالت برهم نهی رامتلاشی خواهدکردومحاسبات قبل از اینکه تمام شده باشندمتوقف خواهند شد. دریک کامپیوتر کلاسیک،الگوریتم ها طوری بسط وتوسعه یافته اندکه هرنوع خطایی را که به درون محاسبه راه پیدا می کنند قبل ازاینکه آن ها محاسبه را به طور کامل واژگون،دگرگون ویا تخریب سازند،تصحیح می کنند؛تصحیح خطا یک بخش روتین یامعمول ازارتباطات رقمی مدرن یا جدید می باشد.
درهرصورت،نظریات کلاسیک برای تصحیح خطا وتحمل عیب را نمی توان به آسانی به سیستم های کوانتومی عمومیت داد.درسال 1995،steaneوshor مستقلا کدهای تصحیح خطای کوانتومی راکشف کردند که دربعضی ازمقالات مروری جدیدترباجزئیات بیشتری توسط preskillوsteanمورد بحث قرار گرفته است.درادامه این کار ،knillوهمکارانش نشان دادند که علیرغم تاثیرات تضعیف کننده واهمدوسی،یک کامپیوتر کوانتومی می تواند به طور موفقیت آمیزی یک محاسبه دلخواه طولانی را انجام دهد.این اصول جدید وآزمایشهای اخیر نشان می دهند که بعضی از سیستم ها می توانند برای چندین ساعت برهم نهی کوانتومی راحفظ کنند،که این خود نوید این را می دهد که کامپیوتر های کوانتومی بر مشکلات واهمدوسی غلبه خواهند کرد.
● قدرت وتوانایی محاسبه کوانتومی
تنها با یک کیوبیت،یک کامپیوتر کوانتومی می تواند از قبل کارهایی را انجام دهد که هیچ کامپیوتر کلاسیکی قادر به انجام آن نیست .یک اتم تنها رادردوحالت برهم نهی صفرویک در نظربگیرید.هرگاه ما آن راوادار به تابش فلوئورسانس نماییم درتلاش برای کشف وفهمیدن اینکه در چه ترازی به سرمی برد،درنیمی اززمان طی شده فوتونی رامنتشرخواهدکردکه نشان می دهد،اتم در حالت یک به سر میبرد و در بقیه زمان هیچ فوتونی منتشر نمی شود و کیوبیت در حالت صفر قرار دارد.این بدین معناست که این بیت ،یک بیت تصادفی است؛بدین ترتیب ما یک تولید کننده اعداد تصادفی را پدید آوردهایم،چیزی که با استفاده ازیک کامپیوتر کلاسیک نمی توان به آن دست یافت .درهر حال ،قدرت واقعی محاسبه کوانتومی بایک سیستم متشکل ازتعدادزیادی ازکیوبیت ها،میسرمی گردد وبه وقوع می پیوندد.در حالیکه در یک سیستم کلاسیک توان جستجوی سیستم بطور خطی با تعداد کامپیوترهای به کار رفته افزایش می یابد.
● چگونه یک کامپیوترکوانتومی کارمی کند؟
اطلاعات از تکه های مجزامشابه باانفصال سطوح انرژی دریک اتم ناشی میشوند.یک کامپیوتر کلاسیکی حاوی این اطلاعات رقمی است وازمسیری به صورت مجموعه ای از بیت ها می گذرد.یک کامپیوتر کوانتومی بایستی این ویژگی مجزا از اطلاعات رقمی رابا ویژگی مجزای عجیبی از مکانیک کوانتومی وفق دهد.برای انجام این کاریک سیستم کوانتومی نظیر یک اتم را می توان به کاربرد،چرا که سطوح انرژی مجزایی داردکه می توانند بیت هایی ازاطلاعات مشابه ترانزیستورها رادرخود نگه دارد،دریک حالت انرژی می تواند مقدارصفرودرحالت انرژی دیگرمی تواندحالت یک رااختیارکند.
برای اینکه خوشه ای ازاتم ها به صورت یک کامپیوتر کارکنندبایستی اطلاعات راروی سیستم فراخواند،آن ها راازطریق دستکاری منطقی ساده پردازش کردوسپس پاسخ راقرائت نمود.به بیان دیگر،سیستم های کوانتومی بایستی توانایی خواندن،نوشتن وانجام عملیات حسابی راداشته باشند.مثالی از اینکه چگونه می توان این عملیات رابااستفاده از سیستم های اتمی انجام داد،درزیرآماده است.
● نوشتن دریک کامپیوتر کوانتومی تکامل یافته
چگونه ما اطلاعات رادرون یک کامپیوترکوانتومی می نویسیم؟یک روش عبارتست ازتحریک اتم ها بااستفاده ازنورلیزر.میتوان انرژی حالت پایه اتم هیدروژن به صورت درنظر گرفت . هرگاه ما بخواهیم یک 0 درون این اتم بنویسیم کاری انجام نمی دهیم . در هر حال ، اگر ما بخواهیم 1 بنویسیم ، می توانیم اتم را از حالت پایه به حالت برانگیخته ببریم یعنی از سطح انرژی به سطح انرژی ، و این کار را با استفاده از پالسی از نور لیزربا انرژی انجام می دهیم .
همانطور که الکترون فوتون را جذب می کند ، به تدریج از حالت پایه به حالت برانگیخته جا به جا می گردد. هر گاه اتم قبلا در حالت برانگیخته بوده باشد ، همان پالس باعث خواهد شد که یک فوتون انرژی نشر کرده و به حالت پایه برگردد. بنابراین پالسی از نور سبب خواهد شد که اتم از کیوبیت خود جهش پیدا کند و این روشی از ذخیره اطلاعات است. هر گاه فرکانس فوتونها با اختلاف انرژی میان سطوح انرژی جور نباشد ، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد . اما اگر ما فقط فرکانس درست را اعمال کنیم ، در نصف مدت زمان لازم برای وقوع یک جهش کیوبیت ، چه اتفاقی رخ می دهد؟
در یک کامپیوتر کلاسیک این پدیده منجر به بروز خطاهایی خواهد شد چرا که آن فقط می تواند در یک حالت 0 یا 1 وجود داشته باشد و ما مطمئن نخواهیم بود که در نهایت به کدام حالت ختم خواهد شد و در کدام حالت بسر خواهیم برد . در جهان کوانتومی ، این اتم در یک حالت انطباق از هر دو حالت 0 و 1 با دامنه های یکسان وجود خواهد داشت.یعنی ، کیوبیت تنها در نیمی از مسیر جهش پیدا میکند. این کیوبیت جهش یافته در نیمی از مسیر ، دلیلی برای قدرت بالقوه محاسبه کوانتومی است.
● خواندن ازیک کامپیوتر کوانتومی تکامل یافته
خواندن حالت کیوبیت ها دریک کامپیوترکوانتومی بسیارشبیه به فرایند نوشتن وورود داده ها می باشد.به همین دلیل مانیاز به سطح انرژی سومی به صورت داریم که به خوبی از جداشده باشد.حال ما پالس انرژی معادل را که از متفاوت است اعمال می کنیم وفوتون های منتشرشده راآنالیز می کنیم.اگرالکترون ازاول،درحالت به سربرده باشداین فوتون راجذب خواهدکرد وبه سطح انرژی (یک حالت بالاترباپایداری کمتر) برانگیخته خواهد شد.درنتیجه سریعا باانتشارفوتونی معادل ،دچارزوال ونابودی خواهدشد.
هرگاه الکترون درحالت پایه بوده باشد هیچ اتفاقی نخواهد افتاد زیراانرژی صحیح لازم برای برانگیخته شدن آن به اعمال نشده است. توجه کنیدکه خروج وقرائت آن ها فقط زمانی امکان پذیر است که کیوبیت ها در حالت های صفر ویک بااحتمال بالایی وجودداشته باشند.هرگاه اتمی درحالت برهم نهی واقع شده باشد،احتمالات یکسانی برای نشرکردن یا نشرنکردن یک فوتون وجود دارد.بااین روش تعیین حالت اولیه ی هر کیوبیت میسراست.
● توان یک کامپیوتر کوانتومی
برخلاف یک کامپیوتر کلاسیک ،هربارکه ما یک کیوبیت به یک کامپیوترکوانتومی می افزاییم ،توان سیستم دوبرابرمی شود.یک بیت کوانتومی یا کیوبیت رابه صورت یک سکه درنظربگیرید.برخلاف یک سکه کلاسیک که می تواند به هنگام پرتاب به صورت شیر یا خط فرود آید،درپرتاب یک سکه کوانتومی حالت گره خورده یا درهم پیچیده ای ازکیوبیت داریم به این معنی که می تواند به صورت هردورو (H)یا هردوپشت( T)ودر آن واحد به طور همزمان (@)در نظر گرفته شود .
در موقعیت کلاسیک وقتی که سکه ی دوم را پرتاب می کنیم ، چهار حالت HH ،TT، HT، THرا خواهیم داشت ولیکن وقتی که ما یک کیوبیت دوم را اضافه می کنیم چهارحالت H@ ،@H، @@، T@، @T وجود خواهد داشت که افزایش قدرت محاسبه را در پی دارد که این خود نیروی محرکه ای را پدید می آورد تا تلاش بیشتری برای طراحی و ساخت کامپیوتر کوانتومی عملی به عمل آید. پیش گویی شده است که یک کامپیوترچهل کیوبیتی می تواند در اندکی بیشتر از صد مرحله ، می توانست دوباره پدید آید و محاسبه ای را انجام دهد. محاسبه ای که با یک کامپیوتر کلاسیکی شامل یک تریلیون بیت چندین سال به طور خواهد انجامید تا به پایان برسد. یک کامپیوتر صد کیوبیتی به مراتب قدرتمندتر عمل خواهد کرد تا اینکه همه ی کامپیوترهای موجود در دنیا به یکدیگر متصل شده باشند.
یک کامپیوتر کوانتومی با بسیاری از عملیات منطقی بر روی تعداد زیادی از کیوبیتها چکار می تواند انجام دهد ؟
هر گاه ما همه ی داده های ورودی را درون یک حالت برهم نهی از 0 و 1 قرار دهیم ، هر کدام از آنها بزرگی یکسانی را خواهند داشت ، در نتیجه ما اساسا کامپیوتری داریم که در یک حالت برهم نهی از همه ی داده های ورودی ممکن قرار دارد . حال اگر ما بخواهیم مجموعه ای از عملیات ورودی منطقی را برای اجرای یک محاسبه ، انجام دهیم ، نتیجه عبارت است از انطباق همه ی خروجیهای ممکن آن محاسبه . برای قرار دادن آنها در کنار یکدیگر به روش دیگر ، کامپیوتر همه ی محاسبات ممکن را یک دفعه و در یک لحظه و یک جا انجام می دهد.
این توازی کوانتومی حجیم نوید محاسبه ی کوانتومی را در آینده به ما می دهد . تنها مانع موجود ، آنست که کیوبیتها هم اکنون در یک حالت برهم نهی و انطباقی از همه ی پاسخهای ممکن قرار دارند.راهکار آنست که یک عملیات کوانتومی پیدا کنیم که تنها پاسخ صحیح را تقویت کند و احتمال همه ی خروجیهای دیگر را کاهش دهد. این قلمرویی از الگوریتم کوانتومی است.
● الگوریتمهای کوانتومی
همان طورکه می دانیم یک کامپیوتر کوانتومی قادر خواهد بود تا هر عملی را که یک کامپیوتر کلاسیک قادر به انجام آن است ، انجام و اجرا کند. ولیکن این بدان مفهوم نیست که الزاما یک کامپیوتر کوانتومی می توانددراجرای همه ی عملیات وهرنوع عملیات ازکامپیوترهای کلاسیک پیشی بگیرد.به منظورواردکردن مسائل به درون یک کامپیوترما نیازداریم تا الگوریتم ها را به دقت تعریف وبنیانگذاری کنیم،الگوریتم مجموعه ای ازدستورالعمل های عمومیت یافته است که این امکان رابرای مافراهم می سازدتابتوانیم عملیات محاسبه ی معین وویژه ای رابه ترتیب اجراکنیم .هرگاه ما الگوریتم های کلاسیکی خودمان رابرروی یک کامپیوتر کوانتومی مورداستفاده قراردهیم،به سادگی محاسبات را به طریقه مشابه با یک کامپیوتر کلاسیک انجام واجرا خواهدکرد.
به منظورنشان دادن برتری آن وبهره برداری ازپدیده توازی کوانتومی ما نیا زداریم تاالگوریتم ها ی کوانتومی راپا یه گذاری کنیم. درزیردومثال ازالگوریتم های کوانتومی مطرح می کنیم.
● الگوریتم شور Shor’s Algorithm
درحالی که فرموله کردن الگوریتم های کوانتومی آسان نیست،آن ها نتایج جالبی راپدید می آورند.مثال خوبی ازچنین الگوریتمی عبارتست ازالگوریتم عامل بندی کوانتومی که به وسیله پیترشورطراحی وبه وجودآمده است.هدف این الگوریتم شکستن یا تجزیه یک عدد بزرگ به عامل های اول آن است.درحالی که ضرب کردن اعداد بزرگ مانند 1237در3433آسان است،محاسبه ی عامل های اعداد بزرگی مانند621 246 4 بااستفاده ازیک کامپیوتر کلاسیک دشواراست.
سختی به دست آوردن عامل های اعداد بزرگ درقلب نوعی ازاختفای داده ها نهفته شده است که به کلید عمومی یا اختفای RSAموسوم است که یکی ازمطمئن ترین روش های به کاررفته برای محافظت ازحساب های بانکی الکترونیکی می باشد.دراینجا،داده های مخفی شده به وسیله یک کلید عمومی (که داده ها راپنهان می کند)ویک کلیدخصوصی(که برای افشای داده ها به کاررفته است)انتقال داده می شود.کلید عمومی،ازطریق ضرب کردن دوعدد اول بزرگ دریکدیگر به دست آمده است.
کلید خصوصی،یکی ازاعداداول می باشد.به منظوربازکردن کدهای یک پیغام کدگذاری شده با کلیدعمومی نیازداریم آن رابه عامل های اولیه اش تجزیه کنیم.این کاربرای کسی که یکی ازکلیدهای خصوصی رادردسترس دارد،آسان است اما اگرماتنها کلیدعمومی راداشته باشیم،این کاربسیارسخت خواهدبود.هرچه اعدادبزرگ وبزرگتر می گردند،سختی عملیات سریعا افزایش می یابد.درهرصورت،دراصل یک کامپیوترکوانتومی که درحال اجرای الگوریتم شور می باشد می تواند در عرض چند ثانیه کد رابشکند وآن را باز کند.
● الگوریتم گراور( Graver’s Algorithm)
مثالی دیگرازیک الگوریتم کوانتومی مهم،الگوریتم گراورمی باشد که می تواند عملیات مرتب کردن داده ها راازمیان پایگاه های اطلاعاتی بزرگ ونامرتب انجام دهد.بااستفاده ازیک کامپیوتررایج روی یک مجموعه ای ازداده ها(Database) با Nداده ورودی،متوسطی از N/2 پرسش وجودخواهدداشت تاداده های لازم پیدا شوند.
درحالیکه کامپیوترکوانتومی ،N√استعلام را انتخاب ومطرح خواهدکردتا به داده ی مطلوب برسد.مثلا،یک پایگاه اطلاعاتی که دارای 10میلیون ورودی می باشد،به طورمتوسط پنج میلیون کاوش رابااستفاده ازیک کامپیوترکلاسیک درمقام مقایسه با ده هزار کاوش درکامپیوتر کوانتومی راانجام خواهد داد.هرچه که پایگاه اطلاعاتی بزرگترشده وبیشتر با یکدیگر ارتباط واتصال داده شده باشند،کامپیوترهای کوانتومی سریعترعمل خواهند نمود وزمان رابه طرزقابل توجهی کاهش خواهندداد.
● نرم افزارهای کوانتومی
مسئله دیگر نرم افزارهای کوانتومی هستند که حالت کوانتومی مشخصی دارند و کامپیوترهای کوانتومی را قادر می سازند وظیفه خاصی را انجام دهند. حاصل کار بسته به نسخه نرم افزار، متغیر خواهد بود. اما مشکل این است که نرم افزار ها حالت یک بار مصرف خواهند داشت که البته باعث رشد صنعت نر م افزاری خواهد شد و به نفع شرکت های نرم افزاری است، ولی به تازگی محققان کشف کرده اند که نرم افزار کوانتومی در شرایط خاص می تواند نقش کاتالیزوری را انجام دهد و طی فرآیند بدون مصرف شدن باعث اجرای عملیات شود.
گردآوری:پرتال فرهنگی اجتماعی پرشین پرشیا
میهن استار ( www.mihanstar.com )
تصادفات ماشين به سه دليل عمده رخ مي دهد كه عبارتند از : اشتباهات رانندگي ، جاده هاي خراب و نا امن و ماشين هاي ناايمن راجع به دو دليل اول شركت هاي ماشين سازي نمي توانند كار زيادي انجام دهند اما از آنها انتظار مي رود ماشين هايي بسازند كه در تصادفات به بهترين نحو ممكن جان راننده و مسافرين را حفظ كند. اما بعضي از شركت هاي اتومبيل سازي ميزان كنوني مرگ و مير ناشي از تصادفات رانندگي را اجتناب ناپذير مي دانند و صرف انرژي و سرمايه بيشتر روي امنيت مسافرين را كار بيهوده اي مي دانند و به تدابيري نظير كمربند ايمني و كيسه هوا بسنده مي كنند اما تحقيقات نشان داده در كشورهايي نظير آلمان و كانادا كه در زمينه امنيت تصادفات بيشتر از بقيه كار مي كنند آمار مرگ و مير به طور چشم گيري كاهش يافته است.
همان طور كه مسائل برخورد دو گلوله با هم بسيار متنوع اند تصادفات رانندگي منجر به مرگ هم انواع مختلفي دارند كه به طور كلي عبارت اند از :
برخورد ماشين با مانع سخت وثابت از روبه رو
برخورد دو ماشين با هم از روبه رو
برخورد قسمت جلويي يك ماشين با قسمت كناري ماشين دوم
چپ كردن ماشين به هنگام پيچيدن
و…
ساده ترين حالت تصادف براي بررسي همان حالت اول يعني برخورد ماشين با مانع سخت وثابت از روبه رو است در اين حالت دو مساله باعث مرگ يا بروز مشكل جدي براي سرنشينان است اول ورود جسم سخت خارجي از شيشه روبه رو به كابين به دليل برخورد با موانعي نظير (درخت ،تير چراغ برق، ديوار و…) و اثابت آن با راننده يا سرنشين كناري و دوم برخورد خود اين اشخاص با شيشه داشبورد و يا فرمان ماشين به دليل پرتاب شدن ناشي از قانون لختي (اجسام مايل به حفظ حالت اوليه خود چه سكون و چه حركت هستند )است. تا سال ها بستن كمربند ايمني تنها راه حل مشكل دوم بود اما گاها خود كمربند باعث آسيب رسيدن به سرنشينان بود و يا اصلا به طور موثر باعث كاهش سرعت نمي شد امروزه تركيب كمربند ايمني با تكنولوژي كيسه هوا تا حدودي اين مشكل را حل كرده اما فراموش نكنيم كه گاهي اوقات هم خود كيسه هوا باعث آسيب جدي مي شود.
در چنين تصادفي زمان در حد ميلي ثانيه ها برايمان مهم است به اين ترتيب كه طي بررسي ها اگر در ساخت خودرو استاندارد هاي جهاني استحكام بدنه رعايت شده باشد به طور مثال اگر خودرويي با وزن معمولي با سرعت 60 كيلومتر برساعت به يك مانع با درجه سختي بالا برخورد كند زماني در حدود 100ميلي ثانيه نياز دارد تا سرعتش به صفر برسد و براي اين كه به سرنشين آسيب كمتري برسد بايد زودتر از ماشين سرعتش را كاهش دهد در نمودار زير خط آبي مربوط به زمانيست كه كمربند بسته نشده باشد خط بنفش مربوط به كمربند هاي ايمني معمولي است و خط سبز مربوط به نوعي كمربند است كه اخير محققان آن را ساخته اند كه مجهز به نوعي سيستم تشخيص ضربه است كه بعد از آن كمربند محكم مي شود و به اين ترتيب زودتر سرعت راننده يا سرنشين را مي كاهد. و در نمودار واضح است كه در كدام حالت سرعت سرنشينان سريعتر كاهش مي يابد.
البته در اين برخورد ها ساختار و نوع مواد به كار رفته در بدنه ماشين هم نقش مهمي را بازي مي كنند بايد علاوه بر داشتن استحكام ضربه گير هم باشد و تمام ضربه را به اتاقك و سرنشينان وارد نكند اما در اين قسمت بايد به فكر تصادفت دو ماشين با هم از روبه رو يا از كنار هم باشيم به اين صورت كه اگر ما بدنه ماشيني را بسيار سخت و مستكم درست كنيم و ماشين دوم شرايط ماشين اول را نداشته باشد آسيب بسياري در تصادف مي بيند كه خوب اين طور هم نبايد باشد.وقت آن رسيده كه ببينيم در تصادفات دو ماشين با هم به چه نكاتي بايد توجه كنيم. خوب نكته مهم اين است كه بايد بدانيم در ساخت اسكلت ماشين بخش هايي وجود دارند كه سخت تر از قسمت هاي ديگر هستند و وظيفه استحكام بخشيدن به بدنه را بر عهده دارند و بخش هايي نرم ترند كه وظيفه ضربه گيري را بر عهده دارند به عنوان مثال در شكل زير قسمت هاي آبي و نارنجي وظيفه استحكام بخشيدن را برعهده دارند و قسمت زرد وظيفه ضربه گيري.
حال اگر در برخورد دو خودرو از رو به رو بدنه يكي خيلي مستحكم تر از ديگري باشد خودرو دوم مجبور است انرژي بيشتر را دريافت كند و در نتيجه ضربه قوي تري را خنثي كند و فاجعه زماني رخ مي دهد كه قسمت هاي سخت و نرم دو خودرو با هم زياد منطبق نباشد و قسمت هاي خيلي سخت خودرو اول به راحتي وارد قسمت هاي نرم خودرو دوم شود و باعث دخول به كابين ماشين دوم شود و اين باز هم بدتر ميشود وقتي چنين خودرويي از كنار با خودرو ديگري تصادف كند و مستقيماً با در ماشين و راننده يا سرنشينان برخورد كند.
براي درك بهتر اين موضوع به نمودار زير كه نشان دهنده ميزان مرگ و مير ناشي از تصادف انواع مختلف ماشين با يك ماشين معمولي از كنار است ( چنين تصادفاتي به هنگام ورود از فرعي به اصلي يا پيچيدن بسيار رخ مي دهد و نوع متداولي از تصادفات است) دقت كنيد.همان طور كه مي بينيد هر چه ماشيني كه به كنار ماشين معمولي ميزند سنگين تر و مستحكم تر ميشود ميزان مرگ مير آن هم بيشتر مي شود طوري كه مي توان گفت وانت ها در نوع خود يك قاتل خون خوارند!
با توجه به اين كه امروز افراد بيشتري ترجيح مي دهند از وانت ها به عنوان جايگزين خودرو استفاده كنند اين آمار بدتر هم شده طوري كه طبق محاسبات اگر تنها 50 درصد كساني كه كه از چنين ماشين هايي استفاده مي كنند آنها را با يك خودرو معمولي عوض كنند بين سه تا چهار هزار از مرگ هاي ساليانه ناشي از تصادفات كم مي شود كه اين يعني 10 درصد كل مرگ و مير ناشي از تصادفات در آمريكا
و اما آخرين مورد يعني چپ كردن ماشين به هر سه عامل تجربه راننده ،وضعيت جاده و طراحي ماشين ربط دارد و شايد از همه هم كمتر به ماشين ربط داشته باشد البته اگر ماشين نقص فني در ترمز ها يا ديگر نقاطش نداشته باشد اما خوب محققان زياد هم مطمئن نيستند ؛ امروز سازندگان خودرو دوست دارند به دليل كم مصرف تر نمودن خودرو ها وزن آنها را كاهش دهند كه همين وزن كم هست كه بعضاً احتمال چپ كردن يا كشيده شدن خودرو روي زمين را به هنگام پيچيدن در پيچ هاي تند با سرعت بالا افزايش مي دهد. براي درك اين موضوع بايد به نيروي اصطكاك رجوع كنيم . به نمودار نيروهاي وارد بر يك خودرو هنگام پيچيدن به راست كه در شكل زير نشان داده شده دقت كنيد.
براي سادگي فرض كنيم ماشين جسمي با جرم m است ؛ پيچيدن لاستيك هاي جلو يك نيروي اصطكاك f توليد مي كند كه اين نيرو باعث ايجاد شتاب a=f/m مي شود همان طور كه مي بينيد علاوه بر سرعت و زاويه چرخش به جرم ماشين هم ربط دارد. در يك جاده معمولي آستانه چپ كردن ( زماني كه لاستيكي كه به سمت داخل پيچ قرار دارد از روي زمين بلند مي شود) كه نسبت a به g است از معادله زير تبعيت مي كند :
a/g=t/2h
كه در آن t فاصله بين دو لاستيك است و h فاصله مركز جرم ماشين تا زمين است و g هم كه همان شتاب جاذبه است.
تا زماني كه نسبت t/2h كه به آن فاكتور ماندگاري استاتيكي SSF ماشين مي گويند بزرگتر از نسبت a/g باشد ماشين چپ نمي كند كه اين نسبت براي جيپ از همه بزرگتر است.
شايد اگر بدانيد چپ كردن علت بيش از يك چهارم مرگ مير ناشي از تصادفات رانندگي در جهان است تصميم بگيريد به دنبال خريد يك جيپ برويد يا ماشين هاي شاسي بلند را ترجيح بدهيد ! اما چرا ؟
منبع: فيزيكدان
مقدمه
آنچه كه ما به عنوان ابر ميشناسيم در واقع تجمع ذرات بخار آب موجود در جو به دور هستههاي تراكم و سرد شدن آنهاست. از آنجا كه با مشاهده نوع و نحوه تغييرات ابرها ميتوان اطلاعات قابل ملاحظهاي درباره وضعيت جو بدست آورد، مطالعه و بررسي ابرها داراي اهميت ويژهاي است. عامل اصلي تشكيل ابر صعود هواي گرم و مرطوب به سطح فوقاني جو و سرد شدن آن است و در صعود به ارتفاعات بالاتر جو تحت تأثير فشار كم آن سطوح قرار گرفته و همگام با انبساط سرد ميشود.
عومل موثر در صعود هوا
تربولانس مكانيكي (اصطكاكي)
اين تربولانس در اثر عبور هوا بر روي ناهمواريهاي سطح زمين ، در اثر برش باد و تغييرات بردار باد در جهت قائم نيز ايجاد ميشود. بخشي از هوا كه با مرز ساكن در تماس است خود نيز در حال سكون ميباشد، اما با بالا رفتن هوا بر سرعت آن نيز افزوده ميشود. با افزايش سرعت هوا به بيش از يك مقدار مشخص حركات تربولانس ايجاد ميشود. اين تربولانس بيشتر باعث تشكيل ابرهاي پوششي ميشود.
تربولانس حرارتي (جابجايي عمودي)
اين تربولانس نتيجه تابش خورشيد بر خشكيها و گرم شدن سطح زمين است. اما گاهي اين پديده به علت عبور تودههاي سرد بر روي زمين گرم يا درياي گرمتر نيز بوجود ميآيد. اين حركت بيشتر در ايجاد ابرهاي جوششي اهميت دارد.
صعود در اثر ناهمواريها
هواي نزديك سطح زمين و سطح فوقاني در صورت برخورد با موانع طبيعي مثل كوهستان وادار به صعود ميشوند.
صعود ملايم و گسترده
بيشتر در اثر واگرايي سطوح فوقاني تروپوسفر بوجود ميآيد. در اثر جروج هوا در سطح فوقاني جرم ستون هوا در سطح زمين كاهش يافته و در نتيجه فشار ستون هوا در سطح زمين كاهش مييابد. اين واگرايي در سطوح بالا و همگرايي در سطوح پايين باعث صعود ملايم و گسترده هوا در عمق زيادي از تروپوسفر ميشود. در صورت وجود رطوبت كافي توسعه ابر بصورت گسترده روي خواهد داد. صعود ملايم و گسترده روي خواهد داد. صعود ملايم و گسترده بيشتر در نزديكي منطقه جبهه و مركز كم فشار رخ ميدهد.
چرا ابرها از آسمان نميافتند؟
ابرها از قطرات ريز آب و يا از بلورهاي يخ و گاهي اوقات نيز از مخلوطي از اين دو ميباشند. معمولا ابر هنگامي تشكيل ميشود كه هوا به بالا رانده شود. چون هواي موجود در لايههاي پايينتر نسبت به هواي موجود در بالا گرمتر بوده و از تراكم كمتري نيز برخوردار ميباشد. لذا به بالا ميرود (برخي اوقات نيز علت اين رانش ، حركت هوا به سمت بالاي كوه و قله آن است). هنگامي كه هوا به سمت بالا ميرود، سرد ميشود و سرانجام به سطحي ميرسد كه به سطح انقباض معروف است. در اين هنگام هوا اشباع و بخار آب موجود در آن منقبض و متراكم ميشود و به قطرات آب تبديل ميگردد.
اما اگر ابرها دوباره به سمت زمين ميآمدند، هوا به تدريج گرم ميشد و همينطور كه آب پايين ميآمد از سطح انقاض عبور ميكرد و از آن خارج ميشد، در نتيجه قطرات آب دوباره به حالت بخار در ميآمدند و بدين ترتيب ابر از بين ميرفت. در برخي مواقع ابر در لايههاي بسيار پايين نيز وجود دارد و اين همان چيزي است كه به مه معروف است. مه در واقع ابري است كه در سطح زمين تشكيل ميشود. در صورتي كه سطح انقباض در ارتفاع بسيار پايين قرار داشته باشد، باعث ميشود كه هوا در نزديكي سطح ومين اشباع و بخار آب موجود در آن منقبض شود و تبديل به مه يا ابر نزديك به زمين گردد.
نامگذاري ابرها
در نامگذاري ابرها از كلمات لاتين با ريشه يوناني استفاده ميشود. اين نامگذاري با توجه به نوع و شكل و همچنين خصوصيات ابر انجام ميگيرد. در جدول زير كلماتي كه در نامگذاري ابرها بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرد را با معاني آورده شده:
معني كلمه مشتق شده كلمه اصلي
ارتفاع ميانه Alto Altus
پر مانند Cirro Cirrus
برجسته شده Cumulo Cumulus
بارانزا Nimbo Nimbus
ورقه ورقه Strata Stratus
ساير كلماتي كه بكار ميبرند:
معني كلمه
برجي شكل Castellsnus
گل كلمي Congestus
قلاب شكل Uncinus
عدسي شكل Lenticularis
قطعه قطعه شده Fractus
از نظر عمودي خوب رشد نكرده Humilis
دستههاي ابر
ابرها داراي ده دسته اصلي هستند كه هر كدام از اين ده دسته اصلي خود به يك يا چند دسته ديگر تقسيم ميشوند. دستههاي اصلي عبارتند از:
سيروس Ci
سيرو كومولوس Cc
سيرو استراتوس Cs
آلتو كومولوس Ac
آلتو استراتوس As
نيمبو استراتوس Ns
استراتو كومولوس Sc
استراتوس St
كومولوس CU
كومولو نيمبوس Cb
طبقه بندي ابرها
ابرها را از چند ديدگاه مختلف طبقه بندي ميكنند:
از نقطه نظر تركيب
از نقطه نظر شدت و سرعت فرآيند تراكمي كه منجر به تشكيل ابر ميشود.
از نقطه نظر ارتفاع كف ابر از سطح زمين:
ابرهاي پايين
ابرهاي مياني
ابرهاي بالا
تفاوتي كه ما در شكل ابرها ميبينيم، نتيجه تفاوت در شدت و سرعت عمل فرآيند تراكمي است كه منجر به تشكيل ابر ميشود. از اين منظر ابرها را به دو گروه تقسيم ميكنند:
ابرهاي پوششي
ابرهاي جوششي
رابطه ابرها و جبههها
نزديك شدن جبهه گرم با ظهور ابرهاي سيروس و سيرو استراتوس كه پيوسته ضخيم ميشوند مشخص ميگردد. در صورت وجود توربولانس امكان تشكيل سيرو كومولوس نيز وجود دارد. با نزديكتر شدن جبهه گرم و پايين آمدن هواي گرم ابرهاي مياني نظير آلتو استراتوس و آلتو كومولوس نيز بوجود ميآيند. گسترش اين ابرها امكان بارش را نيز زياد ميكند.
از بين رفتن ابر
با توقف تمام فرآيندهاي تشكيل ابر توسعه طبيعي آن نيز تضعيف ميگردد. همچنين عواملي مانند گرم شدن هوا و بارش و اختلاط با هواي خشك اطراف باعث كاهش قطرات آب و كرستالهاي يخي در ابر شده و بدين تدتيب ابر از بين ميرود. عوامل مهم در از بين رفتن ابر:
گرم شدن ابر
كاهش رطوبت نسبي
خور تابگيري
كاهش انرژي تابشي
اختلاط ابر با هواي غير اشباع اطراف
بارش
ماهواره ( Satellite )
فرض كنيد روي قله يك كوه با يك توپ جنگي گلوله اي را پرتاب مي كنيد. ( بدون در نظر گرفتن مقاومت هوا ) هر چه نيروي پرتاب كننده بيشتر باشد ، سرعت گلوله بهنگام خروج از لوله بيشتر خواهد بود و گلوله مسافت بيشتري طي خواهد كرد تا با نيروي جاذبه زمين سقوط كند . حال اگر سرعت پرتاب به 7.9 كيلومتر در ثانيه ( 2800 كيلومتر در ساعت ) برسد ، گلوله ديگر به زمين سقوط نخواهد كرد و با همان سرعت دور زمين ( در مدار دايره اي شكل ) خواهد چرخيد. در اين حالت گلوله تبديل به يك ماهواره شده و اگر نيروي اصطحكاك هوا نباشد ، گلوله تا ابد در مدار زمين باقي مي ماند ولي بخاطر وجود اصطحكاك هوا در ارتفاعات كم ، سرعت گلوله كم شده و در نهايت سقوط خواهد كرد. اگر سرعت پرتابه را افزايش دهيم ، مدار حركت گلوله دور زمين از حالت دايره به حالت بيضي شكل تغيير خواهد كرد و با افزايش سرعت ، مدار حركت بيضي تر خواهد شد
براي قرار دادن ماهواره در مدار بالايي و دايره اي شكل بدور زمين از موشك هاي 2 مرحله اي استفاده مي كنند. به اين صورت كه موشك پس از بلند شدن و در ارتفاع كم ، مسير مستقيم خود را كج مي كند تا در مدار زمين قرار گيرد. در اين لحظه موتور مرحله اول از موشك جدا مي شود. همين لحظه موتور مرحله دوم روشن مي شود و موشك در مدار بيضي شكل دور زمين شروع به گردش مي كند. موتور مرحله دوم خاموش مي شود و وقتي موشك به نقطه اوج ( دورترين نقطه از زمين مدار بيضي از زمين) رسيد ، موتور دوم يكبار ديگر روشن مي شود تا موشك در مدار دايره اي شكل بزرگ قرار گيرد. در همين لحظه ماهواره از موتور دوم جدا مي شود و سپس با همان سرعت اوليه كه از موشك در حال حركت جدا شده ، در مدار دايره اي شكل دور زمين مي گردد .
ارتفاع ماهواره ها از سطح زمين :
ماهواره هاي جاسوسي را اغلب در ارتفاعات كم ( 480 تا 970 كيلومتري) قرار مي دهند. اين ماهواره ها مي توانند در عرض كمتر از دو ساعت دور زمين گردش كنند و عكس هاي دقيق از مراكز نظامي بگيرند.
ماهواره هاي علمي در مدارات مياني ( ارتفاع 4800 تا 9700 كيلومتري) قرار داده مي شوند. از اين ماهواره ها براي تحقيق در مورد مهاجرت حيوانات و بررسي فعاليت آتشفشانها استفاده مي شود.
ماهواره هاي سيستم موقعيت يابي جهاني (GPS ) در ارتفاع 10000 تا 2000 كيلومتري قرار داده مي شوند.
ماهواره هاي ارتباطي مثل ماهواره تلويزيوني را در ارتفاع 35786 كيلومتري قرار مي دهند. زمان گردش ماهواره هايي كه در اين ارتفاع قرار مي گيرند ، با زمان چرخش زمين يكي است . به همين دليل براي دريافت اطلاعات از اين ماهواره ها ، نيازي به جابجايي مكرر گيرنده زميني ( بشقاب ماهواره ) نيست.
كره ماه ( ماهواره طبيعي زمين ) هم ارتفاع ( فاصله ) حدود 384000 كيلومتري از سطح زمين در حال گردش بدور زمين است ، داراي سرعتي معادل 1 كيلومتر در ثانيه است . با اين فاصله و سرعت زمان يك دور گردش ماه بدور زمين حدودا 28 روز طول مي كشد كه همان طول ماه قمري است .
رابطه سرعت با ارتفاع :
همانطور كه مي دانيد با افزايش ارتفاع از سطح زمين ، نيروي جاذبه كم مي شود. هر مدار دايره اي ماهواره ، سرعت مخصوصي دارد كه به آن سرعت پايداري مدار مي گويند. در اين سرعت نيروي جاذبه با نيروي گريز از مركز در حالت تعادل قرار دارند. اگر سرعت ماهواره را به كمتر از سرعت پايداري كاهش دهيم ، نيروي جاذبه بر نيروي گريز از مركز غلبه كرده و ماهواره به مدار پايين تر ( ارتفاع كمتر ) سقوط خواهد كرد و بالعكس اگر سرعت ماهواره را افزايش دهيم ، نيروي گريز از مركز بر نيروي جاذبه غلبه كرده و ماهواره در مدار بالاتر ( بيضي كشيده ) قرار مي گيرد.
|
ارتفاع از سطح زمين ( كيلومتر ) |
سرعت پايداري مدار گردش |
زمان يك گردش كامل بدور زمين |
|
200 |
7.78 ( كيلومتر در ثانيه ) |
88 دقيقه |
|
500 |
7.61 ( كيلومتر در ثانيه ) |
94 دقيقه |
|
1000 |
7.35 ( كيلومتر در ثانيه ) |
105 دقيقه |
|
10000 |
4.93 ( كيلومتر در ثانيه ) |
حدود 6 ساعت |
|
100000 |
1.94 ( كيلومتر در ثانيه ) |
حدود 4 روز |
|
1000000 |
0.63( كيلومتر در ثانيه ) |
حدود 4 ماه |
با كاهش سرعت ماهواره پس از پايان ماموريت ، ارتفاع آن كم مي شود تا وارد جو شود. از آنجا كه سرعت گردش ماهواره در هنگام برخورد به ملكولهاي هواي جو هنوز بسيار زياد است ، دماي سطح ماهواره آنقدر بالا مي رود كه قطعات آن آتش گرفته و ميسوزند .
البته برخي قطعات نسوخته ماهواره ها يا موشكها در مدار زمين باقي مي مانند . اين قطعات بخاطر سرعت زيادي كه در گردش بدور زمين دارند ، براي ديگر ماهواره ها و نيز موشك ها و شاتل هاي فضايي بسيار خطرناك هستند بطوريكه اگر يك قطعه كوچك ( به اندازه يك توپ پينگ پنگ ) به شاتلي اصابت كند ، مانند يك خمپاره عمل خواهد كرد و ممكن است شاتل را منفجر كند ! دانشمندان سعي مي كنند ماهواره ها را از موادي بسازند كه در هنگام برخورد با جو كاملا بسوزند و قطعات خطرناك آنها در جو باقي نماند.
اين مقاله اشاره به طرحي ميكرد كه برخي مهندسان و دانشمندان فضايي براي مواجه با مشكل گرم شدن زمين از يك سو و از سوي ديگر براي نجات زمين در زماني كه خورشيد تبديل به غولي عظيم ميشود ارائه و پيشنهاد كرده بودند با استفاده از نيروي دنبالهدارها و سياركها مدار زمين را تغيير دهند و آن را جابهجا كنند. آيا چنين چيزي ممكن است؟ آيا مي توان سياره را جابهجا كرد؟ اين مقاله نگاهي به اين طرح و مشكلات آن و واقعيتهايي درباره آينده زمين دارد.
همه ميدانيم زمين بر اثر فعاليتهاي بشر و بويژه سوزاندن سوختهاي فسيلي كه موجب آزاد شدن حجم انبوهي از گازهاي گلخانهاي ميشوند، شاهد افزايش دماي ميانگين خود بوده است. پديدهاي كه به گرمايش جهاني موسوم شده است و دانشمندان آن را يكي از مهمترين و جديترين خطرهايي ميدانند كه نژاد بشر در طول تاريخ حضورش روي سياره زمين با آن مواجه شده است. بسياري از فعالان محيط زيست و دانشمندان، طرحهاي گوناگوني را براي فرار از اين مشكل ارائه كردهاند. اين مساله اگر مهار و كنترل نشود ميتواند طي 2 تا 5 دهه آينده چهره سياره ما را تغيير دهد و حتي موجب انقراض نسلهاي عظيمي شود كه در نهايت دامن انسان را نيز خواهد گرفت، اما اگر بتوانيم از اين خطر كوتاه مدت عبور كنيم، در آيندهاي بسيار دورتر با فاجعهاي بزرگتر مواجه خواهيم شد. خورشيد ما با به پايان رساندن سوخت هيدروژني خود از رشته اصلي ستارهها (بخشي از زندگي خود كه در آن مشغول سوزاندن هيدروژن و توليد انرژي بر اثر فرآيند همجوشي هستهاي هستند) خارج شده و طي فرآيندي آشوبناك به غول سرخي تبديل ميشود كه در آن دوره كه حدود 4 ميليارد سال آينده رخ ميدهد، زمين را برشته خواهد كرد. چند سال پيش گروهي از مهندسان ناسا و دانشمندان، طرحي بلندپروازانه را براي رهايي زمين از هر دوي اين مشكلات ارائه كردند كه مقاله روزنامه گاردين نيز همين طرح را توصيف كرده بود.
اين گروه براي نجات زمين به يكي از اصول ساده معادلات پرتابهها پناه برده بودند. اين روزها بسياري از سفاين فضايي كه عازم مقاصد گوناگون در منظومه شمسي هستند بخشي از نيروي پيشران خود را از سيارهها ميگيرند. در واقع مانوري با نام مانور قلابسنگ باعث ميشود پرتابه مورد نظر با عبور در مداري مشخص از نزديكي سياره و دريافت بخشي از انرژي آن، اندازه حركت خود را افزايش دهند و در عوض اندكي از اندازه حركت سياره ميكاهد. با توجه به جرم كم پرتابه در برابر سياره اين افزايش اندازه حركت براي پرتابه منبعي براي پيش رانش ميشود در حاليكه تاثيري چشمگير روي سياره نخواهد داشت. حال تصور كنيد به جاي آنكه سفينهاي كوچك از كنار زمين عبور كند جرمي به مراتب بزرگتر، مثلا دنبالهداري غولپيكر يا سياركي بزرگ به طور كنترل شده از كنار زمين عبور كند و همين اتفاق را تكرار كند در اين صورت و اگر عبورهاي به طور مكرر تكرار شوند، سرعت چرخش زمين در مدار خود به دور خورشيد كاهش مييابد و براساس قوانين مداري براي آنكه مدار خود را پايدار كند به منطقهاي دورتر رانده ميشود؛ جايي خنكتر كه عمر زمين را ميتواند هنگام تبديل خورشيد به غول سرخ نيز اندكي در حد چند ميليارد سال ناقابل افزايش دهد.
ايدهپردازان پيشنهاد كرده بودند با نصب راكتهاي ويژهاي روي سطح سياركها و دنبالهدارهايي كه از دوردستهاي منظومه شمسي به ديدار خورشيد ميآيند، آن را در مسيري كنترل شده قرار دهند تا با عبور از زاويهاي مشخص و تعيين شده بدون آن كه در دام گرانش زمين افتاده و با زمين برخورد كنند، اين مانور را انجام دهند.
ظاهر طرح اگرچه به نظر ساده ميآمد؛ اما در عمل با دهها مشكل مواجه بود. يكي از مسائلي كه در اين طرح بدان توجه نشده بود، وضعيت ماه در اين تغيير مدار بود. با تغيير مدار زمين، مدار ماه نيز دچار آشفتگي ميشود و احتمال فراوان وجود دارد كه ماه براي هميشه از مدار زمين فرار كند و شبهاي زمين را تيره بگذارد؛ ولي اين موضوع در برابر مشكلات ديگر چيز مهمي به حساب نميآمد. مشكل بزرگ ديگري كه پيش روي اين طرح وجود دارد، به شكار دنبالهدارها و سياركها مربوط ميشود.
در دوران ما، يكي از خطرهاي بالقوه ولي بسيار مصيبتباري كه زمين را تهديد ميكند، احتمال برخورد سيارك و دنبالهدارها با زمين است. چنانچه چنين برخوردي كه به گفته محققان پيش از اين نيز بارها رخ داده و حتي مظنون اصلي در انقراض نسل دايناسورها به شمار ميرود، بار ديگر رخ دهد، بخش بزرگي از تمدن از ميان خواهد رفت و اگر ابعاد جرم برخوردكننده بزرگ باشد، شايد كل نسل انسان را نيز نابود كند. به همين دليل ناسا و ديگر سازمانهاي پيشروي فضايي، طرحهاي متعددي را براي بررسي اجرامي كه از نزديكي زمين عبور ميكنند، مطرح كردهاند؛ طرحهايي مانند NEAR و NEAT هستند؛ اما همه اين طرحها از يك مشكل مشترك رنج ميبرند، اين كه معمولا طرحها تنها زمان كوتاهي پيش از عبور آن جرم از نزديكي زمين ميتوانند آن را شناسايي كنند. در اين حال هيچ شانسي براي انجام عمل دفاع موثر باقي نميماند. برخلاف فيلمهاي هاليوودي در صورت بروز چنين رويدادي، كاري از انفجارهاي هستهاي يا سفينههاي نجات زمين برنميآيد؛ چراكه براي منحرف كردن مسير يك دنبالهدار شما به سالها وقت و فناوري نياز داريد كه هنوز وجود ندارد.
يكي از ايدهها، پوشاندن يا رنگ كردن سطح دنبالهدار با جسمي است كه ضريب بازتاب متفاوتي داشته باشد تا نور خورشيد بتواند آن را منحرف كند؛ اما اين كار زماني موفق ميشود كه شما چند هزارسالي فرصت داشته باشيد كه نداريد. حالا فرض كنيد ما به پيشراني دست يافته باشيم كه بتواند سياركي را كنترل كند. چگونه بايد آن را در زمان مناسب به دنبالهدار رساند و روي آن سوار كرد؟ اگر به فرض همه اين مراحل با موفقيت انجام شود، كافي است يكي از پيشرانهاي فرضي، تنها كسري از ثانيه ديرتر يا زودتر از محاسبات روشن شوند و يا اثر يكي از اجرام كوچك منظومه شمسي كه در راه اين دنبالهدار يا سيارك قرار دارد، محاسبه نشده باشد تا اين جرم به جاي عبور از كنار زمين با آن برخورد كند.
چنين مشكلاتي باعث ميشود چنين طرحي در زمره طرحهاي علمي تخيلي قرار بگيرد و براي خنك كردن زمين بيشتر به فكر اهرمهايي بود كه با مشاركت مردم و دولتها و استفاده درست از منابع در دسترس وجود دارد.
البته يك واقعيت ديگر نيز وجود دارد؛ هماكنون نيز زمين در حال دور شدن از خورشيد است. بله تعجب نكنيد. براساس تحقيقات يك گروه بينالمللي، زمين به طور متوسط در هر سال 15 سانتيمتر از خورشيد دور ميشود كه البته عدد بزرگي به شمار نميرود؛ اما دليل آن مورد مناقشه قرار دارد. گروهي از دانشمندان ژاپني، يكي از بهترين توضيحات را در اين زمينه ارائه كردهاند و معتقدند تغييرات نيروهاي كشندي كه در سيستم زمين و ماه باعث دور شدن ماه از زمين ميشوند، موجب دور شدن زمين از خورشيد نيز ميشوند. البته اين دور شدن بسيار ناچيز است و ربطي به طرح تخيلي محققان ندارد و دردي از گرمايش زمين هم دوا نميكند و براي اين موضوع خود ما انسانها كه اين مشكل را درست كردهايم، بايد فكري براي حل آن كنيم
به گزارش (ايسنا)، اين دانشمندان تلاش ميكنند كه قدرت خورشيد منظومه شمسي را شبيه سازي كنند.
آنها براي اين منظور پرتوهاي ليزري را به سوي يك گلوله كوچك هيدروژن پرتاب ميكنند.
اين پژوهش از سوي فيزيكدانان تجهيزات ملي احتراق در ليورمور در حال انجام است.
اين فيزيكدانان ميگويند، آزمايشات انفجار هستهيي ممكن است در آينده بتواند يك منبع پاك انرژي را به جهان ارائه دهد.
روزنامه تايمز به نقل از اين دانشمندان در گزارشي آورده است: گلوله هيدروژني در اين آزمايشات حداقل با 192 پرتو ليزري مورد هدف قرار خواهد گرفت.
اين پرتوهاي ليزري قادر هستند كه حدود 500 تريليون وات انرژي توليد كنند.
دانشمندان ميگويند اين ميزان انرژي هزار برابر قدرت شبكه برق ملي آمريكا است.
راد موسز ــ رييس تجهيزات ملي احتراق ــ در اين باره گفت: ما اميدواريم كه اين آزمايشات به ما نشان دهد كه ميتوانيم در آينده انرژي بسيار بيشتري از انفجارات هسته يي توليد كنيم.
به گزارش سرويس فنآوري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، دانشمندان ايتاليايي با استفاده از قدرت آنتياكسيداني غذا براي توليد نانوذرات طلا از محلولي با طلاي سه ظرفيت جهت توسعه يك حسگر قند تغيير رنگ دهنده مبتني بر غشاهاي نانواليافي نايلون بهره بردهاند.
اين غشاءها با استفاده از الكتروريسندگي توليد شده و با يونهاي طلاي سه ظرفيتي اشباع شدهاند.
اين حقيقت كه انرژي موجود در غذا ميتواند موجب احيا شدن يونهاي طلا به نانوذرات طلا شود، قبلا به اثبات رسيده است.
اخيرا از اين يافتهها براي احياي شكر نيز استفاده شده است.
دانشمندان دانشگاه ميلان مشاهده كردهاند كه در محيط قليايي آلدوز و كتوز ميتوانند به عنوان تركيب احيا كننده عمل كنند.
اين محققان سطح غشاهاي نانواليافي الكتروريسيده را با يونهاي طلاي سه ظرفيتي اشباع كردند.
الكتروريسندگي امكان توليد سريع و كم هزينه غشاهاي محكم و ارزان را فراهم ميكند. الياف در هم پيچيده حاصل داراي مساحت بالايي بوده و قابليت تثبيت مقادير بالايي از محلول طلاي سه ظرفيتي را دارند.
رشد نانوذرات باعث ميشود غشاي شفاف در عرض يك دقيقه به رنگ بنفش درآيد. نقطه حاصل نشاندهنده حضور قند احيا كننده است.
اين گروه تحقيقاتي بر اين باورند كه چنين نانوروبشگر اپتيكي ميتواند نقش مهمي در كنترل قند (بهعنوان مثال در نوشيدنيها و غذاهاي ديابتي) ايفا كند.
نتايج اين كار تحقيقاتي در مجله Nanotechnology منتشر شده است.
با آمدن رايانه هاي جديد افراد بسياري تمايل به خريد آنها پيدا مي کنند پس از خريد يک رايانه جديد و سريعتر مدل قديمي رايانه در گوشه اي انداخته ميشود .بعضي از اشخاص از رايانه هاي لپ تاپ استفاده مي کنند و مي خواهند آن را با رايانه شخصي شبکه کنند .وصل کردن دو رايانه به هم از ساده ترين مباحث شبکه به حساب مي آيد .پس از ساخت شبکه علاوه بر امکان انتقال اطلاعات از اين طريق شما مي توانيد از يک امکان لذت بخش ديگر نيز استفاده کنيد . با شبکه شدن دو رايانه شما مي توانيد بازيهاي مختلفي را تحت شبکه خانگي خودتان بازي کنيد و از آن لذت ببريد .براي شبکه کردن دو رايانه شما احتياج به سخت افزار شبکه روي هر دو سيستم و به مقدار لازم کابل شبکه داريد.بساري از مادربورد هاي جديد خودشان داراي پورت شبکه هستند .اما اگر مادربورد شما داراي سخت افزار شبکه نيست بايد کارت شبکه را براي هر دو سيستم تهيه کنيد انواع معمولي کارت هاي شبکه قيمت هاي بسيار مناسبي دارند و ...
در تمام فروشگاهها نيز پيدا مي شوند .به جز کارت شبکه شما بايد به اندازه فاصله دو رايانه کابل شبکه خريداري کنيد در موقع خريد اري کابل شبکه بايد حتما به فروشنده گوشزد کنيد که کابل را براي اتصال تنها دو رايانه مي خواهيد. اين مساله باعث مي شود که فروشنده براي نصب فيشهاي دو سر کابل رشته هاي آن را به نحو خاصي که مخصوص اتصال دو رايانه است دو رايانه است مرتب کند .
حتما مي دانيد براي شبکه کردن بيش از دو رايانه احتياج به سخت افزارهاي ديگري مثل سيستم ارتباط مرکزي يا هاب HUB نياز مي باشد .نحوه چيده شدن رشته هاي کابل شبکه براي اتصال به HUB و شبکه کردن بيش از دو رايانه متفاوت مي باشد.
پس از خريد اين وسايل حالا بايد شما کارتهاي شبکه را روي سيستم ها نصب کنيد اين کارتها معمولا با استفاده از درايورهاي خودشان به راحتي نصب مي شوند بعد از نصب کارت هاي شبکه در قسمت Network Connections ويندوز شما گزينه اي با عنوان Local Area Connections اضافه مي شود حالا کابل را به کارت هاي شبکه دو رايانه وصل کنيد و هر دو رايانه را تحت ويندوز XP روشن نماييد .در اين مرحله براي درست کردن شبکه روي گزينه MY Computer هر دو رايانه کليک راست کرده و گزينه Properties را انتخاب نماييد. حالا به قسمت Computer Name برويد هر دو رايانه بايد داراي Workgroup يکساني باشند .براي يکسان کردن آنها روي گزينه Change کليک کرده و سپس اسمي را براي Workgroup هر دو رايانه وارد نماييد.حتما دقت نماييد که Computer Name هاي هر دو رايانه بايد متفاوت باشد .
حالا روي هر دو رايانه به قسمت Network Connections برويد و روي Local Area Connections کليک کنيد و Properties را انتخاب کنيد و در پنجره باز شده دنبال خطي با عنوان Protocol TCP/internet بگرديد اين خط را انتخاب نموده و روي گزينه Properties کليک نماييد
معمولاگزينه Obtain Automatically an ip Address به عنوان پيش فرض انتخاب شده است .شما گزينه Use The Following ip Address را انتخاب کنيد ، در قسمت ip Address يکي از رايانه IP را 192.168.0.1 و در رايانه ديگر 192.168.0.2 وارد نموده ، در قسمت Subnet Mask هر دو رايانه اين مقدار را وارد نماييد : 255.255.255.0
حالا ديگر کار شبکه شدن رايانه ها تمام شده است هر دو رايانه را براي اطمينان مجددا راه اندازي کنيد .
به یاد داشته باشید که درايو ها و پوشه هايي را که مي خواهيد در هر رايانه روي شبکه قرار بگيرد را بايد Share کنيد براي اين کار :
روي درايو ها و پوشه ها کليک راست کرده و گزينه Properties را انتخاب کنيد در قسمت Sharing اين پنجره شما بايد گزينه share this folder را انتخاب کنيد .
منبع:شبکه فن آوری اطلاعات ایران
محققان ميگويند: ميتوان از شبكههاي گاز خانگي براي ارسال سيگنالهاي فراپهن باند استفاده كرد. به گزارش ايلنا، تصور اين كه كاربران اينترنت براي اتصال به شبكه از لولههاي گاز منزل خود استفاده كنند تا حد زيادي عجيب و شايد خندهدار به نظر ميرسد.
اما محققان يك شركت در سانتياگوي آمريكا به اسم نتركام سرگرم طراحي روشي براي استفاده از سيگنالهاي بيسيم فراپهن باند جهت انتقال دادهها از طريق لولههاي گاز طبيعي با سرعت پهن باند هستند. محققان شركت نتركام ادعا ميكنند: فناوري جديد اين شركت امكان دسترسي به اينترنت با سرعت 100 مگابيت بر ثانيه در خانههاي كاربران را فراهم ميكند، چنين سرعتي امكان دريافت فايلهاي صوتي و ويديويي در زمان خيلي كوتاه را فراهم ميكند.
البته كارشناسان ميگويند: هنوز چنين فناوري صرفا يك ادعا بوده و عملا به كار گرفته نشده است. اما نحوه عمل فناوري پهن باند از طريق لولههاي گاز چگونه است؟ شركت نتركام از انتقال دهندهها و گيرندههاي راديويي فراپهن باند براي ارسال سيگنالهاي بيسيم از طريق لولهها در هنگام جريان گاز استفاده ميكند. فرا پهن باند يا UWB يك فناوري ارتباطي در حال توسعه است كه دادههاي شبكهاي را با سرعت خيلي بالايي ارسال ميكند، اما در سطوح توان بالاتر ممكن است با سيگنالهاي بيسيم تداخل كند. اما اين مشكل هنگامي كه سيگنالهاي فراپهن باند از طريق لولههاي گاز دفن شده ارسال ميشود پيش نميآيد، در نتيجه ميتوان بدون آن كه تداخلي ايجاد شود حجم بالايي از داده را از طريق لولههاي گاز منتقل كرد.
در حالي كه بسياري ايده محققان شركت نتركام را خندهدار ميدانند اين محققان همچنان مصمم هستند كه در آينده نه چندان دور طرح خود را عملي كنند. در صورتي كه اين فناوري عملي شود و اينترنت پرسرعت از طريق لولههاي گاز به خانههاي كاربران بيايد، ميتوان منتظر تحولات اساسي در بازار دسترسي به پهن باند بود.
سپس میبایست کد #094*21*را در گوشی وارد کنید و سپس دکمه Call (دکمه سبز رنگ) را فشار دهید.
پس از چند ثانیه علامتی بر روی صفحه گوشی ظاهر میشود که به معنای فعال شدن این موضوع است.
اکنون هر کس با شما تماس بگیرید با پیغام های ذکر شده بر خورد میکند.
اما برای غیرفعال کردن این قابلیت کافی است که کد #21# را در گوشی وارد کنید و سپس دکمه Call (دکمه سبز رنگ) را فشار دهید.
اکنون میتوانید تماسهای رسیده را دریافت کنید.
چند نکته:
با فعال سازی این قابلیت هم میتوانید SMS بفرستید هم SMS دریافت کنید.
این ترفند روی گوشیهای نوکیا و سونی اریکسون تست شده است.
این ترفند با استفاده از سیستم Diverting گوشی ها صورت میپذیرد.
این ترفند تنها بر روی مخابرات ایران تست شده است.
اگر در حین نوشتن کد به Error برخورد کردید مجدد کد را وارد کنید.
افرادی که با موبایل با شما تماس میگیرند با پیغام Diverting نیز روبرو میشوند که چندان مشکلی پدید نمیاورد.








